برچسب: نویسنده: رضا یوسفی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 2:30
احساسمو از دست دادماز این زندگی خسته نشدم .... امافقط گاهی وقتا احساس می کنم.... باید بگم...دیگه کم آوردم ، انصراف میدم از این زندگیافسرده نیستم...اما خب گاهی وقتا پیش میاد ... حوصله هیچ کس رو ندارم...حتی خودماحالم بد نیست ...اما گاهی وقتا خوب میفهمم....چقدر می تونه یه اتفاق ساده( خوب یا بد) از پا درم بیاره...هنوز دیوونه نشدم!!!اما گاهی انقدر مزخرف میشم....که واسه هیچ کس قابل درک نیستم!!!حتی بعضی وقتا خودم، خودما نمیفهمم!!!
برچسب: نویسنده: رضا یوسفی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 2:30
خیلی سخته کسی نفهمه چته خودتم ندونی چی میخای از زندگیت...کاش میشد ادما انقد تند نباشن باهام...خسته م از این همه که اعتماد کنم سوءاستفاده کنن از اعتمادم خدایا خستم، خسته خدا یه چی بگو بفهمم حواست به منم هست یه حرفی یه نشونه که ته ته دلم قرص شه از بودنتاز اینکه تهنام وتوهم تهنام نمیذاری خدا یه کاری کنخدایا چرا کسی درکم نمیکنه چرا حس نمیکنن منو
برچسب: نویسنده: رضا یوسفی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 2:30
یه وقتایی باید رفت...
اونم با پای خودت...
باید جاتو تو زندگی بعضی آدما خالی کنی ...
درسته تو شلوغی هاشون متوجه نمیشن....
ولی بدون...
یه روزی ...
یه جایی...
بدجوری یادت میوفتن که دیگه
خیلی دیره....
برچسب: نویسنده: رضا یوسفی تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 23:01